روز معلم

بسم الله الرحمن الرحیم

 ن ، والقلم و ما یسطرون

 و چون گل آدم خلق شد و روح الهی دمیده شد ، اول شایستگی آدمیت او ، علم آدم الاسماء کلها ، تعلیم اسماء الهی بود . اول معلم انسانیت انسان ذات حق بود که اسماء حسنی خود را به انسان آموخت و از آن پس مقام تعلیم را به فرزندان آدم به وراثت نهاد و انبیاء الهی برای تعلیم و تربیت انسان از جان مایه نهادند .

آنکس که شایسته ترین است منتخب الهی برای تعلیم و تربیت انسان است ، و چه کسی شایسته تر از استادی که خود می سوزد تا بارور کند ضمیر خام جوانی که قدم در راه آموختن و دانایی نهاده است ؟

 و من مفتخرم که شاگرد استادی استاد ، و دانایی دانا هستم و بر خود می بالم

اهمیت و جایگاه ارزشیابی رفتار ورودی

  تعيين رفتار ورودى (entering behavior)

رفتار ورودي، مهارت‌ها و توانايى‌هايى است که شاگردان بايد قبل از شروع يک فعاليت آموزشى از خود نشان دهند تا بتوانند با موفقيت به هدف‌هاى اجرايى دست يابند. طرح زير مفهوم رفتار ورودى را بخوبى نشان مى‌دهد.

اگر معلم از ميزان معلومات و مهارت‌هاى شاگردان خود مطلع نباشد، ممکن است پيچيدگى مطالب آموزشى را بدون توجه به توانايى‌ها و قابليت‌هاى شاگردانش انتخاب کند. چگونه مى‌توان از شاگرد انتظار داشت که مفهوم تقسيم را بفهمد و تمرين‌هاى آن را حل کند، بدون اينکه مفهوم و عمل ضرب را ياد گرفته باشد؟!

عمل ضرب براى تفهيم عمل تقسيم يک پيش‌نياز يا رفتار ورودى است که اگر آموخته نشود، شاگرد نمى‌تواند عمل تقسيم را انجام دهد.

  ارزشيابى تشخيصى (disgnostic evaluation)

- معلم چگونه مى‌تواند مطمئن شود که شاگردانش مهارت‌هاى لازم را براى ورود به مطلب جديد دارند؟

- او چگونه مى‌تواند دريابد که شاگردانش قسمتى از مطالبى را که وى مى‌خواهد تدريس کند از پيش مى‌دانند؟

پاسخ‌دادن به دو پرسش فوق به مدد ارزشيابى تشخيصى امکان‌پذير است. از طريق ارزشيابى تشخيصى مى‌توان مشخص کرد که شاگردان معلومات، توانايى‌ها و مهارت‌هاى لازم را براى ورود به مطلب جديد دارند يا نه. ارزشيابى تشخيصى را معمولاً از طريق اجراى سنجش آغازين (preassessment) يا آزمون رفتار ورودي انجام مى‌دهند. بسيارى نيز ارزشيابى تشخيصى را بصورت ترکيبى از آزمون رفتار ورودى و پيش آزمون (pretest) اجرا مى‌کنند که اين حالت مطلوب‌تر به نظر مى‌رسد؛ زيرا ارزشيابى تشخيصى بايد وسيله‌اى باشد که ميزان آگاهى شاگردان را دربارهٔ آنچه بايد بياموزند بسنجد. سؤالات مطرح شده در ارزشيابى بايد به گونه‌اى تنظيم شود که رفتار ورودى و هدف‌هاى اجرايى درس جديد را در بر بگيرد و مشخص کند که آيا شاگردان پيش‌نياز درس جديد را بطور مطلوب آموخته‌اند يا نه يا از مفاهيم درس جديد چقدر آگاهى دارند.

ارزشيابى تشخيصى علاوه بر اينکه معيار سنجش رفتار ورودى شاگرد است، وسيله‌اى است که به کمک آن مى‌توان اولين گام آموزشى را بدقت معين کرد.

  تعيين اولين گام آموزشى

معلم در تدريس خود مسؤول کليهٔ فعاليت‌ها و هدف‌هاى اجرايى نيست. شاگردان قاعدتاً قبل از ورود به کلاس، در موقعيت‌هاى آموزشى ديگر، مهارت‌هايى را کسب کرده‌اند. معلم بايد شناختى از اطلاعات و معلومات قبلى آنان داشته باشد تا بتواند نخستين گام آموزشي، يعنى نقطهٔ شروع تدريس خود را مشخص کند. معمولاً براى تعيين نقطهٔ شروع، از ارزشيابى تشخيصى استفاده مى‌شود. ارزشيابى تشخيصى مى‌تواند دقيقاً مشخص کند که معلم فعاليت جديد را بايد از چه نقطه‌اى آغاز کند. طرح روبرو هدف‌هاى اجرايى و نقطهٔ شروع را بخوبى نشان مى‌دهد.

اگر معلمى مطالب آموزشى را بدون توجه به توانايى‌ها و قابليت‌هاى شاگردان انتخاب کند و مطالب آموزشى براى آنان مشکل باشد، نه تنها يادگيرى مطلوب به وجود نمى‌آيد، بلکه شاگردان نسبت به فعاليت‌هاى آموزشى دلسرد و دلزده خواهند شد و اگر مطالب جديد، پيش‌دانسته‌هاى آنان را منعکس کند، نه تنها شاگردان به فعاليت آموزشى توجه نخواهند داشت، بلکه زمانى که بايد براى پرورش توانايى‌هاى جديد صرف شود، به هدر خواهد رفت. در صورت وجود حالت نخست، معلم بايد قبل از شروع تدريس درس جديد، به ترميم مفاهيم پيش‌نياز بپردازد و در صورت وجود حالت دوم، وى بايد عمل تدريس را به صورت جهشى انجام دهد؛ يعنى آن دسته از هدف‌هاى اجرايى را که شاگردان مى‌دانند، در تدريس ناديده بگيرد و تدريس را از نقطه‌اى آغاز کند که آنان نمى‌دانند.

معلم ورزش

سلام خدمت دوستی که دوست داشتند معلم ورزش شوند شما می توانید در آزمون استخدامی شرکت نمایید انشاءاله که موفق باشید ولیکن برای آشنایی شما یک بازی وطرح درس آن را تقدیم می گردد

 

 

ساعت

 

 

·         نام بازی: ساعت

·         نام محلی: ساعت

·         اهداف کلی: آشنایی با کارکرد ساعت و آموزش آن، پرورش دقت و هوشیاری، نظم و انضباط

·         اهداف جزئی: بهبود سرعت و تعادل، پرورش حس تعاون و همکاری

·         تعداد بازیکن: 20 الی 40 نفر

·         سن بازیکنان: 7 الی 10 ساله

·         ابزار لازم: یک قطعه گچ و یک رشته نخ

·         محوطه بازی: جایی مانند حیاط مدرسه

 

شرح بازی:

 

مربی با همکاری بچه ها، به وسیله ی نخ و گچ، یک دایره روی زمین رسم می کند و همچون ساعت، آن را با شماره های 3 و 6 و 9 و 12، آرایش می دهد، سپس بچه ها را در چهار دسته مساوی، در روبروی شماره ها، (مطابق شکل)، به صف می کند. به طوری که جهت آنها موافق حرکت عقربه های ساعت باشد، حال همه گوش به فرمان مربی آماده اند: یک ربع به جلو، یا نیم ساعت به جلو یا سه ربع به جلو و یا ...

 

بچه ها سریعاً در صدد اجرای آن برمی آیند و یکسان و همگام به جلو حرکت می کنند و می ایستند. در این بازی مربی می تاند برای شیرین شدن بازی جهت را عوض کند و بگوید نیم ساعت به عقب، یا ... که بچه ها بایستی یکسان و همگام به همان اندازه، عقب بکشند. حتی می تواند بگوید: سه ربع به جلو، یک ربع به عقب، و از این قبیل که بایستی به طور مثال، سه ربع به طرف جلو رفته و یک ربع عقب بکشند.

بدیهی است، هر گروه که به نحو مطلوب اجرای فرمان کند یک امتیاز کسب خواهد کرد. در ادامه بازی، هر دسته مجموع امتیازاتش را زودتر به حدّ تعیین شده برساند، برنده اعلام خواهد شد.

·         نتیجه بازی: این بازی در نهایت سادگی یکی از بهترین بازیهای پیش دبستانی است که مربی می تواند با اجرای آن در مدرسه، سطح هوش و ذکاوت و آمادگی ذهنی دانش آموزان را بالا ببرد و با تحسین حرکات منظم بچه ها، آنها را به نظم و ترتیب،

 

آرمان شهر گرایی


بسمه تعالی

آرمان شهر گرایی وآموزش وپرورش :

در خلال تاریخ بشری از عارف گرفته تا عالم اجتماع درباره ایجاد جامعه کامل یا آرمان شهر(مدینه فاضله )برکره زمین به اندیشه پرداخته اند. چون ادبیات آرمان شهربسیار وسیع است ما هم خود را صرف سوسیالیسم آرمانشهری که در موارد ی از آن به عنوان سوسیالیسم کومونتیاری نام برده می شود خواهیم پرداخت .

در این بخش 1- افکار مربی آرمانشهر گرا رابرت اون 2-چهار چوب کلی اصول آرمان شهر گرایی 3-نقادی طرفداران آرمانشهر گرایی از لیبرالیسم 4-طبیعت آدمی وسوسیالیسم آرمانشهرگرایانه 5-آرمان شهر گرایی وکار 6-خانواده وزن در آرمانشهر 7-عقایید آرمانشهر گرایان را در باره آموزش وپرورش بررسی خواهیم کرد.

 

 

رابرت اون :پرورشکار آرمانشهر گرا

رابرت اون کارخانه دار انگلیسی پس از مدتی اشتغال موفقیت آمیز به عنوان بازگانی خود ساخته به نظریه پردازی درباره آرمان شهر روی آورد .وی کوشید تا هم در انگلستان و هم در ایالات متحده امریکا اجتماعاتی برخوردار از هماهنگی وبرابری تاسیس کند .اون معتقد بود که از طریق تعلیم وتربیت نه از طریق تشکیلات سیا سی و انقلا ب خشونت آمیزبه ایجاد این اجتماعات کاملا متعادل ومنسجم توفیق یافته است .

 

آموزش وپرورش در نظر اون :

اون همچو رسو و پستالوژی ومربیان طبیعت گرا پاداش ها وتنبیهات را خارجی را لغو کرد اون مدعی است که شخصیت فرد توسط نیروهای محیطی شکل داده میشود ومسولیت انسان ها در قبال رفتارشان منتفی می دانست .

روش تدریس اون شامل کاربرد اشیامتضمن گفتگوی ساده مستقیم درباره آنها بود. در آموزش خواندن پیش هنگام آغاز می شود ومواد آموزشی خواندن برای کودکان قابل درک نیست .در آموزش خواندن اصل کلی اون بود که کودکان باید تنها به خواندن مطالبی بپردازدکه قادرند آنها را بفهمد وبه زبان خویش بیان کند .وی اعتقادداشت که انسان ها ذاتا خوب هستند واستدلال می کرد که خصیصه های ذاتا نیک انسان برای نیل به کمال تنها به محیط صحیح نیازمند ند

نظریه اجتماعی اون :

اون بر این اعتقاد بود که((جهان اخلاقی نوین)) بدون توسل به خشونت قابل تحقق است اون از آموزش وپرورش برای اطلاع رسانی درباره نظام اجتماعی خویش بهره میگرفت تا علاقه مردم را درباره زندگی همیارانه در جامعه ای مشترک المنافع برانگیزد اومعتقدبود که جامعه را می توان از طریق دانش آموزش وپرورش و سرمشق تغییر داد.

 

ماهیت انسان وآموزش وپرورش

 

اون معتقد بود که محیط اجتماعی در شکل گیری منش(شخصت )انسانی بسیارمهم است او احتجاج میکرد که هر نوع منشی را می توان ازبه انسان داد .چون اون بر شکل پذیری طبیعی آدمی تاکید میکند

در نظریه اجتماعی وی آموزش وپرورش ابزار کلیدی بود .در درون جامعه وظیفه مدرسه شامل پرورش دادن تعهد نسبت به زندگی کمونتیاری در نسل جوان است .

 

اهمیت وارتباط نظریه اون :

در ارزیابی اهمیت افکار اون برای تعلیم وتربیت جدید وی را باید به مثابه نظریه پردازی در نظر گرفت که آموزش وپرورش رابه طورجدایی ناپذیری با جامعه مرتبط میدید.اون استدلال های کاملا مجدانه ای

مبنی براینکه شهرهای نمونه مردان نمونه بار می آوردتدوین و عرضه کرد و طرحهای او را برای اجتماعات برنامه ریزی شده پیشاهنگ راهبردهای متخصصان مسائل شهری وطراحان اجتماعی بود .او پیامبری خود گمارده ومهندسی اجتماعی بود که میکوشد تاشخصیت مردم را به نحوی شکل دهد که به رغم وی در حد بالایی به مصلحتشان باشد

 

 

 

اصول آرمانشهرگرایی:

آرمان شهر گرایی تاکید بسیارزیادی بر آموزشوپرورش می نهند آرمانشهر گرایان برتعلیم تربیت به عنوان وسیله عمده ایجاد تغییرات اجتماعی آرام تاکید کرد .بسیاری از آرمانشهرگرایان به وجود قوانین طبیعی که بتوان از توسعه آنها زندگی کاملی برروی زمین ایجاد کرد معتقد بودند .در واقع لازم نبود«شهرملکوتی »به صورت رویایی نظری باقی بماند بلکه می توانست واقعیت پیدا کند آرمانشهرگرایان اغلب دارای شور مسیونری بودند که آنان را مجبور می ساخت دیگران را به گرویدن به جامعه نوین بهتری که از نظر تاریخی حتمی الوقوع بود وادار کنند .آرمانشهرگرایان کلید ایجاد جامعه کامل رادر درجه نخست تربیت میدانند .

 

 نقادی آرمانشهرگرایان از لیبرالیسم :

سوسیالیسم آرمانشهرگرا اساسا به صورت نقادی از نهادهاوشرایط اجتماعی وواقتصادی وسیاسی اوایل قرن نوزدهم بوجود آمد.سوسیالسیتهای آرمانشهرگرا ایدئولوژی لیبرال سرمایه داری ومالکیت خصوصی را مورد حمله قرار می دهند میکوشند تاضعف های نظام مالکیت خصوصی را برملا سازند ونقشه هایی برای تکوین جامعه ای نوین با مالکیت اشتراکی و برابری اجتماعی طرح ریزی کنند.

سوسیالیست های آرمانشهرگراادعای ایدئولوژی لیبرال را مبنی براینکه فرد مبنای جامعه است مردود    می انگاشتنددر انتقاد از فرد گرایی لیبرالسم آرمانشهرگرایان به عنوان جانشین آن جامعه ارگانیک کمونیتاری را پیشنهاد میکردند آنچه ازنظرآنهانقطه ضعف نظام لیبرالی راتشکیل میداد غیبت برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی بود .

    

ماهیت انسان وسوسیالیسم آرمانشهرگری :

مفهوم ماهیت انسان از دیدگاه آرمانشهر گرایان ملهم از دیدگاه عصری روشنگری است که انسان را موجوداتی خیر خواه تلقی می کند .دیدگاه آرمان شهر گرایی در باب انسان با دیدگاه محافظه کاری که طبیت انسان را ضعیف و متمایل به هرج ومرج میدید در تضاد است . آنها  اعتقاد  داشتند  که  شکل گیری شخصیت انسان در جامعه نوین چیزی نیست که به دست تصادف سپرده شود.از آنجا که طبیعت انسان شکل پذیر است ضرورت دارد که مدد محیط صحیح و آموزش وپرورش شایسته وسازمان اجتماعی مناسب شکل داده شود .

 

آرمان  شهرگرایی وکار :

آرمان شهر مشربان بویژه سوسیالیستهای آرمانشهر گرا معتقدبودند که برای پایان بخشیدن به خود بیگانگی مرتبط با صنعتی شدن صورت های جدیدی از تولید ضرورت دارد .محافظه کاران اغلب کار به عنوان پیامد سقوط و ضعف طبیعی آدمی میدیدند .اگر چه لیبرالها وجود ساختار طبقاتی ورتبه بندی

شغلی را به رسمیت می شناختند آرمانشهرگرایان بر مبنای دیدگاه خود نسبت به ماهیت انسان مفهومی از کار عرضه می کردند در اجتماعی کمونیتاری کار داری ارزش مثبتی بود که با رفاه اجتماعی جامعه ارتباط داشت به منظور کاستن از بیگانگی کارگران هم با محصولات کار و هم با همکاران خویش آرمانشهرگرایان در صدد طرح اشکالی از تولید بودند که تلاشها ومحصولات فرد رابا نیازها اجتماع تلفیق دهد

 

خانواده وزن در آرمانشهر  :

دیدگاه سوسیالیستی آرمانشهری در خصوص نقش خانواده به مفهوم جامعه مربوط می شد .آنها معتقد بودند که خانواده هسته ای از نظر اجتماعی تفرقه انگیز است. آنان با ترتیبات خانواده هسته ای مخالفت  می ورزیدند .از نظر برخی از آنها اجتماع خود به خود به خانواده ای تبدیل می شود که اعضای آن به تبع اجتماعی بودن ونه خون وتبار باهم متحدند .

آرمانشهرگرایان وآمورش وپرورش

چانجه قبلا اشاره شد آرمانشهرگرایان برای تحقق جامه آرمانی بر تعلیم و تربیت ونه تشکیلات سیاسی وفعالیت انقلابی تاکید میکردند .در بافت جامعه آرمانی آموزش وپرورش را می توان در سه بعد تحلیل کرد .

1-تبلیغات اقنایی 2-به عنوان جزئی از فرایند کمونی کردن 3-به عنوان تحصیلات آموزشگاهی  که به منظور آشنا ساختن جوانان با زندگی

 

 

1-تعلیم وتربیت به عنوان اقناع :  

آموزش وپرورش به مثابه اقناع به منظور ایجاد جنبشی مردمی برای الحاق مردم به مرام آرمانشهرگرایی طراحی شده بود آموزش وپرورش آرمانشهرگرایانه در این مرحله مطبوعاتی وخطابی از دو عنصر تشکیل می شد .نخست نابسامانیهای جامعه رانقادی میکرد ودر مانهایی برای آن عرضه میداشت .دوم تصویری از زندگی در جامعه جدید را اغلب باشرح وتفصیل عرضه می داشت

2-تعلیم و تربیت در مفهوم کمونی  :برای چیره شدن براحساس باخود بیگانگی آرمانشهرگرایان در صدد ایجاد اجتماعات کاملا یکپارچه شده ای برآمدند .تعلیم وتربیت به عنوان ابزاری برای کمونی بار آوردن بر مفهوم وسیعی استوار بود فرصتهای فراوانی برای آموزش وپرورش بزرگسالی وتکمیلی پیش بینی می شد تا اعضای کمون تولید کننده ومصرف کننده کال وخدمات جامعه آماده کند تعلیم وتربیت شامل نوعی فرهنگ بارآوردن میشد کخ طی آن شخص به سوسیالیست آرمان شهری یا کمونیتاری در میآمد.

3-آموزش وپرورش به مثابه تحصیلات رسمی :نظریه پردازان آرمانشهرگرابرآموزش وپرورش نسل جوان در موسسات ومدارس تاکید داشتند آنان استدلال می کردند که کلید تداوم جامعه نوین در اختیار کودکان است آنان طرفدار آغاز هرچه زود تر آموزش وپرورش کودکان بودند ایشان استدلال میکردند که کودکان نورس از تعصبات و گرایشهای افراطی نظام اجتماعی پیشین آزادند .اگر کودکان در مدارس آمادگی جامعه تربیت شوند از افکار آلوده کننده کسانی که هنوز از نابکاریهای جامعه بازسازی نشده پیشین پاکسازی نشده اند آزاد میمانند  کودکان را می توان به صورت کمونیتاری مطلوب شکل بخشید

آموزش وپرورش در طرحهای اون وفوریه و.... یادگیری صوری آموزش شرعیات و سیطره زبانهای کلاسیک را مردود می شمرد این آموزش وپرورش به دلیل توجهی که به پرورش شخصیت کودکان داشت اغلب الهام بخش مطالعات پیشتازان آموزش وپرورش دوران اول کودکی گردید .

 

والسلام علیکم

باآرزوی موفقیت برای همه شما

Agha 1352@gmail.com

معلم  روستا

سلام به همه دوستان .دوست  دارم در این قسمت به کمک شما به خصوص معلمین روستا دست نوشته ها و خاطرات وتجربیات خودودیگر دوستان فرهنگی را بنویسم بلکه بتوانیم گامی  در راستای تعالی معلمین وفرهنگیان عزیز برداشته باشیم .منتظر نظرات شما هستم.